گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ونشود»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۷۰

 

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

تا منتهای کار من از عشق چون شود

دل برقرار نیست که گویم نصیحتی

از راه عقل و معرفتش رهنمون شود

یار آن حریف نیست که از در درآیدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۸

 

هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود

تا حال من به عاقبت کار چون شود

خونریز گشت مردم چشمت چو ساقیی

کز دست وی قرابه می سرنگون شود

باران اشک خانه چشمم خراب کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۸

 

فقرم کجا ز جلوهٔ دنیا زبون شود؟

موج سراب، دام ره خضر چون شود؟

سودای زلف یار، به دیوانگی کشید

فکری که در دماغ بماند، جنون شود

در سینه شکسته دلان تو آه نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی