گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۶

 

هرگز مه آزمای دگر آزموده را
زیرا محل بوده نباشد نبوده را
گر جاهلی ستایش جاهل کند ولی
نتوان ستود پیش خرد ناستوده را
بر هر کس اعتماد مکن زان که هرزه گوی
باور نکن که باز نگوید شنوده را
جانش بکاهد ار ندهی رخصتش به گفت
نتوان خموش داشت سخن بر فزوده را
قلاب را اگر ز خیانت گریز نیست
صرّاف نیک داند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری