گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۷

 

چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلکدر جام کینه خوشتر از آب و شکر کشید
گردون زبان عقل مرا قفل برفگندو ایام چشم بخت مرا میل در کشید


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۹

 

آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشید

غواصی محیط ادب این‌ گهر کشید

چندانکه شور صبح قیامت شود بلند

امروز پنبه بایدم از گوش کر کشید

از بی‌بضاعتی به گدایی مثل شدم

چون‌حلقه ‌کاسهٔ تهی‌ا‌م دربه‌در کشید

جام‌ و شراب ‌محفل اسرار خامشی‌ است

خود را نهنگ حوصلهٔ شمع درکشید

هنگامهٔ تمتع این باغ فتنه داشت

سرو و چنار دست به جای ثمر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی