گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۸۳

 

یارب ز حال محنت خاقانی آگهیدر حال او به عین عنایت نگاه کن
یا روز بخت بی‌هنرش را سپید داریا خط عمر بی‌خطرش را سیاه کن


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹ - گدا پادشاه کن

 

ای طلعت توخنده به خورشید و ماه کنزلف تو روز روشن مردم سیاه کن
خال تو آتشی است دل آفتاب سوزخط تو سایه ای است سیه روی ماه کن
یعقوبها ز هجر تو بیت الحزن نشینای صد هزار یوسف مصری به چاه کن
نخل قد بلند تو بنیاد سرو کنریحان باغ سبز خطت گل گیاه کن
از شانه آشیان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۹۲

 

ای دل حصارِ همّتِ مردان پناه کن
دنیا و دین به مرتبه تسلیمِ راه کن
تا طفلِ نفس خو کند از شیرِ حرص‌باز
پستانِ حرص و آز و هوا سر سیاه کن
آیینه است نفس و در او نقشِ آرزو
هر گه که پیشِ رویِ تو برخاست آه کن
عین الیقین معاینه دیدی بیار خاک
در دیده‌هایِ شرک و شک و اشتباه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری