گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴

 

از اشگ گرم چشم ترم کان آتش استوین موجهای خون گل طوفان آتش است
آهم شرر فشان شده یاران حذر کنیدکاین آه در تراوش باران آتش است
اشگی که می‌رسد ز درونم به چشم ترسیلی است کش گذر به بیابان آتش است
آه بلند شعلهٔ من گرد کوی اوشب تا به روز مشعله گردان آتش است
چشم کرشمه ساز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۸

 

از لعل آتشین تو دل کان آتش است
زان لعل سوخته ست دل و جان آتش است
بشکن بتان آزر ازان رو خلیل وار
کان روی تو نه روی گلستان آتش است
سرگشته عاشق از تو، بگو، گوی چون برد
دل اسپ روم و روی تو میدان آتش است
دی تیر می گشادی و می سوختی مرا
بر تیر نی ز غمزه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۵۷

 

تا روی دل فروز تو بستان آتش است
دل نغمه سنج گلستان آتش است
یارب چه آتشی تو که چندین هزار داغ
از شعله ی جمال تو در جان آتش است
گر مست حیرتیم ز روی تو دور نیست
آتش پرست واله و حیران آتش است
افسرده را نصیب نباشد دل کباب
آن یابد این نواله که مهمان آتش است
ای طائر بهشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲

 

داغ دلم گلی ز گلستان آتش است
شور محبتم نمک خوان آتش است
هان ای فرشته بر سر خاک شهید عشق
ننهی قدم دلیر، که طوفان آتش است
منعم مکن ز ناله که این خون گرفته دل
در پهلویم نشسته چو پیکان آتش است
خون دلم جز آتش عشقت کسی نریخت
از خون نشان هنوز به دامان آتش است
جز شعله نیست در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۱

 

از داغ او سرم به گریبان آتش است
رگ در تنم چو شمع، رگ جان آتش است
پرورده در حمایت خود، شمع طور را
داغ دلم که چتر سلیمان آتش است
آویزهء کنار و بر طفل اشک باد
لخت دلم، که لعل بدخشان آتش است
خوش باش ای سپند ولی می توان گشود
داربم سینه ای که بیابان آتش است
در عشق نیست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی