گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)» و حروف قافیهٔ «نبراید»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷

 

هر دل که عشق ورزد از ما و من برآید

کوشم بجان درین کار تا جان ز تن برآید

از عشق نیست خوشتر گشتم جهان، سراسر

سوی یقین گر آید از شک و ظن برآید

زهر فراق نوشم بهر وصال کوشم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸

 

زهر فراق نوشم تا کام من برآید

بهر وصال کوشم تا جان ز تن برآید

دل بر جفا نهادم تا میتوان جفا کن

از جان کشم جفایت تا کام من برآید

تخم وفات در جان کشتم که چون بمیرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۶

 

از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید

آپ از عقیق ریزد در از عدن برآید

از شوق صبح تیغش مانند موج شبنم

گلهای زخم دل را آب از دهن‌برآید

از روی داغ حسرت‌ گر پنیه باز گیرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷۶

 

از روی نو خط یار هر جا سخن برآید

گرد از بهار خیزد دود از چمن برآید

گردند از خجالت سیمین بران قبا پوش

آنجا که یوسف مااز پیرهن برآید

هر چند گفتگو را نازک کند لب او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانم یا جان ز تن برآید

بنمای رو که جان‏ها گردد فدای رویت

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

هر قوم راست راهی، شاهی و قبله‏گاهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۷

 

زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید

پروانه از چراغان، مرغ از چمن برآید

گر طره برفشاند، آن عنبرین سلاسل

شوریده سر به بویش، مشک از ختن برآید

در هر زمین که گردد، میراب عشق، دهقان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی