گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ال»

 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹

 

این باز سیه پیسه نگر بی‌پر و چنگال

کو هیچ نه آرام همی یابد و نه هال

بی آنکه ببینش تو خوش خوش برباید

گاهی زن و فرزند گهی جان و گهی مال

چون بر تو همی تیز کند چنگ پس او را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۲۳ - در مطایبه

 

گویند که در طوس گه شدت گرما

از خانه به بازار همی شد زنکی لال

بگذشت به دکان یکی پیر حصیری

بر دل بگذشتش که اگر نیست مرا مال

تا چون دگران نطع خرم بهر تنعم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

کسایی » دیوان اشعار » درد ِ پیری

 

از عمر نمانده ست بر من مگر آمُرغ

در کیسه نمانده ست بر من مگر آخال

تا پیر نشد مرد نداند خطر عمر

تا مانده نشد مرغ نداند خطر بال

ای گمشده و خیره و سرگشته کسایی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیب

 

ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال

وز عود خط آراسته بر چینی تمثال

لعبت نبود چون تو دل‌آشوب و دل‌آوبز

آهو نبود چون تو سیه‌چشم و سیه‌خال

ای دست نکویی به بناگوش تو زان زلف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۱۴ - قصیده

 

فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال

با عز خداوند قرین بودند امسال

مشهور شد از رایت او آیت مهدی

منسوخ شد از هیبت او فتنه دجال

شاهان سرافراز نهادند بدو روی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۸۴

 

بگذشت مه روزه و آمد مه شوال

اکنون من و ساقی و می و مطرب و قوال

نائب نتوان بود که بیکار بمانند

ساقی و می و مطرب و قوال به شوال

کردند شب عید همه نور ز قندیل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۸ - در مدح سیف الدوله محمود

 

فتح و ظفر و نصرت و فیروزی و اقبال

با عز خداوند قرین بودند امسال

مشهور شد از رایت او آیت مهدی

منسوخ شد از هیبت او فتنه دجال

شاهان سرافراز نهادند بدو روی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالفرج رونی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۴

 

بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال

وحشی است غزال تو و خلقیش زدنبال

از خال تو روشن بودم دیده نبینی

بی نور بود چشم چو خالیست از آن خال

مژگان تو آن نشتر فصاد که از نیش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۸

 

ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سال

ما را چه بود گر بشناسی بهمه حال؟

ای خواجه سر سال شد و نوبت مستیست

مستان خرابیم، نه امسال چو هر سال

معشوق چو جانست و ندانم که چه جانست؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاسم انوار
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح ابونصر محمد (مملان)

 

از پار مرا حال بسی خوشتر امسال

همواره بدینحال بماناد مرا حال

فرخنده تر امسال ز هر سال مرا عید

افزوده تر امسال ز هر سال مرا مال

من پار همین عید ز نادیدن سروی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح شمس الدین

 

ای مشک فشان زلفین ای غالیه گون خال

با هر دو بود غالیه و مشک چون آخال

بندیست مرا بر دل هر ساعت از آن زلف

حالی است مرا در دل هر ساعت از آن خال

خیره شود از سنبل تو بوالعجب و نیز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی