گنجور

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۱۲

 

در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید

از حال بهشتیان مرا ننگ آید

ور بی تو به صحرای بهشتم خوانند

صحرای بهشت بر دلم تنگ آید

ابوسعید ابوالخیر
 

عطار » مختارنامه » باب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوق » شمارهٔ ۷

 

جائی که چنان خطّ سیه رنگ آید

شک نیست که پای حسن در سنگ آید

و آن را که میان! بود بدین باریکی

نادر نبود اگر قبا تنگ آید

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق » شمارهٔ ۱۹

 

گفتم که اگر دلِ تو یک رنگ آید

در بر کشیم گرچه ترا ننگ آید

گفتی تو که در قبای من کی گنجی

در برکشمت قبای من تنگ آید!

عطار نیشابوری
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب » شمارهٔ ۲۴۹

 

صحرای جهان بی تو مرا تنگ آید

بی روی توَم جهان سیه رنگ آید

آن نشنیدی که در مثلها گویند

محنت زده را ز هر سویی سنگ آید

اوحدالدین کرمانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۱۱

 

هر سال که غنچه را قبا تنگ آید

سرمایه اش آن عارض گل رنگ آید

هم رنگ رخ تو دست گیری کندش

هر گاه که پای لاله در سنگ آید

کمال‌الدین اسماعیل
 

نجم‌الدین رازی » مجموعهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۳

 

عشاق ترا هشت بهشت تنگ آید

وز هر چه بدون تست شان ننگ آید

اندر دهن دوزخ از آن سنگ آید

کز پرتو نار نور بی رنگ آید

نجم‌الدین رازی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶۳

 

درد و زخم ار زلف تو در چنگ آید

از حال بهشتیان مرا ننگ آید

گوئیکه به صحرای بهشتم ببرند

صحرای بهشت بر دلم تنگ آید

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸۵

 

گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید

ور فاش کنم حسود در چنگ آید

پرهیز کنم که شیشه بر سنگ آید

گوئی که ز عشق ما ترا ننگ آید

جلال الدین محمد مولوی
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۳۳

 

ابروی ترا ز ماه نو ننگ آید

با قد تو سرو را قبا تنگ آید

فستق صفت آسمان بخندد ز خوشی

چون ناخن فندقیت در چنگ آید

مجد همگر
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۶

 

تا چند ز اشک بر رخم رنگ آید

مینای حیات به که بر سنگ آید

با خلق زمانه، زندگانی امروز

در زیر یک آسمان مرا ننگ آید

حزین لاهیجی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » سرداریه » رباعیات » شمارهٔ ۴۲

 

آنرا که بطی دو باده در چنگ آید

پست ار چه مگس به پایه سیرنگ آید

چشم من و توتیای خشت سرخم

زین باره سرمه سای اگر سنگ آید

یغمای جندقی