گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)» و حروف قافیهٔ «انی» - صفحهٔ ۳

 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۸۷ - وله ایضاً

 

نانیست درین جهان و آبی

از دیدۀ آدمی نهانی

نه گرسنه دیده روی این سیر

نه تشنه از آن دهد نشانی

اسمیست بمانده بی مسمّا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۲۹ - وله ایضا

 

ای لطف تو آب زندگانی

وی ذات تو عالم معانی

در چشم خرد ز روی معنی

بایسته تری ز زندگانی

در طبع هنر ز راه صورت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۳۱ - ایضا له

 

آن ریش فلان مزد قانی

ریشیست عظیم باستانی

بسیار، چو حادثات گیتی

نا خوش، چو بلای ناگهانی

در هم ، چو دلش ز تنگ عیشی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۶

 

هر چند ز چشم ما نهانی

غم نیست چو در میان جانی

بی روی تو زیستن نخواهم

کان مرگ بود نه زندگانی

خواهم به ره تو خاک گردم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۷

 

ای فتنه چشم تو جهانی

می کن نظری به ناتوانی

پیوسته به قصد ما ز ابرو

تا گوش کشیده ای کمانی

هر کس برت آورد متاعی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۳۱

 

پیری دیدم خمیده قامت

دنبال جنازه جوانی

با او به زبان حال می گفت

گریان گریان به هر زبانی

رفتی تو چو تیر و من بماندم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

[۱] [۲] [۳]