گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۵

 

در شهر مرد نیست ز من نابکارتر

مادر پسر نزاد ز من خاکسارتر

مغ با مغان به طوع ز من راست‌گوی تر

سگ با سگان به طبع ز من سازگارتر

از مغ هزار بار منم زشت کیش‌تر

[...]

سنایی غزنوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۰۵

 

از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر

دل نیست در جهان ز دل من فگارتر

می گوی تلخ از آن لب شیرین که زهر تست

ز آب حیات بر دل و جان سازگارتر

خلق از تو با کمال وفا با شکایتند

[...]

امیرخسرو دهلوی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۳

 

آن است دوستدار که هر چند دشمنی

بیند ز دوست بیش، شود دوستدارتر

بر سر هزار سنگ ستم گر خورد ازو

گردد بنای عشقش ازان استوارتر

جامی
 

میلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۸

 

با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر

گردم زمان زمان به تو امّیدوارتر

چون بیندم زگریه مستانه شرمسار

در خنده می‌شود که شوم شرمسارتر

رنجاندم ز وعده خلافی، ولی چه سود

[...]

میلی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۲۲

 

از خط سبز چهره شود آبدارتر

در نو بهار، صبح بود بی غبارتر

با هم خوش است لطف و عتاب پر یرخان

ممزوج شد چو باده، بود کم خمارتر

دردل خلد ز قهر فزون لطف بی محل

[...]

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۲۹

 

سیمین عذار اوست، ز خط خوش عیارتر

آیینه در نقاط بود بی غبارتر؟!

حزین لاهیجی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۳

 

تنها منم نه از همه کس خاکسارتر

هر کس عزیزتر به بر اوست خوارتر

او زاشتیاق صحبت غیر است بیقرار

من گشته ام زغیرت او بیقرارتر

زهر اجل به کام بود گرچه ناگوار

[...]

سحاب اصفهانی