گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۶

 

هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین

هر کی ز ماه گویدت بام برآ که همچنین

هر کی پری طلب کند چهره خود بدو نما

هر کی ز مشک دم زند زلف گشا که همچنین

هر کی بگویدت ز مه ابر چگونه وا شود

باز گشا گره گره بند قبا که همچنین

گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۹

 

تنگ نبات چون بود؟ لب بگشا که همچنینآب و حیات چون بود؟ خیز وبیا که همچنین
هر که بگویدت که تو دل به چه شکل می‌بری ؟از سر کوی ناگهان مست به سرا که همچنین
هر که بگویدت که جان چون بود اندرون تن ؟یک نفسی بیا نشین در بر ما که همچنین
هر که بگویدت که گل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۴۸

 

تنگ نبات چون بود، لب بگشا که هم چنین
آب حیات چون رود، خیز و بیا که همچنین
هر که بگویدت که تو دل به چه شکل می بری؟
از سر کوی ناگهان مست بر آکه همچنین
هر که بگویدت که جان چون بود اندرون تن؟
یک نفسی بیا نشین در بر ما که همچنین
هر که بگویدت که گل خنده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۶

 

جانب دوست میکشد عشق مرا که همچنین

جذبهٔ اوست سوی او راهنما که همچنین

هر که ز قبله پرسدم روی کنم بروی دوست

سوی جمال او شوم قبله نما که همچنین

از تو بپرسد ار کسی قبله عاشقان کجاست

جانب کوی یار من ره بنما که همچنین

قبلهٔ زاهدان هوا قبلهٔ عاشقان خدا

حق خدا که همچنین حق خدا که همچنین

هر که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۷

 

سوختم از جفات من حق وفا که همچنین

ز آتش دل گداخت تن جان شما که همچنین

هر که بپرسدت چسان روز شود شب کسان

پرده ز چهره برفکن رو بگشا که همچنین

گویم اگر چسان فتد نور بعالم از رخی

خور منما که همچنان رخ بنما که همچنین

دم ز قیامت ارزنم قامت خود بمن نما

فتنه چگونه میشود خیز بیا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۵

 

ای که دلم ز دست شد جانِ شما که هم‌چنین
یک‌ نفسی دگر مرو بهرِ خدا که هم‌چنین
من به وفایِ عهدِ تو خورده قسم که هم‌چنان
تو به هلاکِ جانِ من داده رضا که هم‌چنین
چند که جهد می‌کنم تا تو ستیز کم کنی
هجرِ تو بیش می‌کند قصدِ جفا که هم‌چنین
هر که بدید روی تو مهر بدید هر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری