گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴

 

گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کوباد بهار می‌وزد باده خوشگوار کو
هر گل نو ز گلرخی یاد همی‌کند ولیگوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو
مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیستای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار کو
حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبادست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو
شمع سحرگهی اگر لاف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰

 

یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
وعده وصل می دهد، طاقت انتظار کو؟
نسبت روی خوب او با مه و مهر چون کنم؟
عارض مهر و ماه را طره مشکبار کو؟
یار نو و بهار نو باعث مجلسست و می
ساغر لاله گون کجا؟ ساقی گل عذار کو؟
وه! که بر آستان تو گشت رقیب معتبر
پیش سگ درت مرا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵۴

 

بادِ بهار می وزد بادۀ خوش گوار کو
بویِ بنفشه می دَمَد ساقیِ گل عذار کو
پردۀ نام و ننگِ من در سرِ بانگِ چنگ شد
تا رگِ چنگ برکشد مطربِ پرده دار کو
تنگ و سبویِ باز بین دیگِ سه پایه واطلب
هر چه بود ز بیش و کم ماحضری بیار کو
هم به کنارم افکند کشتیِ می ز بحرِ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۸۶

 

من نه حریف وعده ام طاقت انتظار کو؟
تا به اجل سپارمش جان امیدوار کو؟
می رسی ای صبا اگر از سرکوی یار من
بویی از آن چمن چه شد، برگی از آن بهار کو؟
در صف منکران کنم دعوی عشق و زنده ام
تلخی حرف حق چه شد، آن همه گیر و دار کو؟
شکر که در حساب هم، فارغم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی