گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)» و حروف قافیهٔ «نباشم»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۳

 

من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم

چو هنگام وصال آمد بتان را بت شکن باشم

مرا چون او ولی باشد چه سخره بوعلی باشم

چو حسن خویش بنماید چه بند بوالحسن باشم

دو صورت پیش می آرد گهی شمع است و گه شاهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۴

 

چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم

چو هر خاری از او گل شد چرا من یاسمن باشم

چو هر سنگی عسل گردد چرا مومی کند مومی

همه اجسام چون جان شد چرا استیزه تن باشم

یقین هر چشم جو گردد چو آن آب روان آمد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶

 

چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم

که آنگه خوش بود با من که من بی‌خویشتن باشم

من آنگه خود کسی باشم که در میدان حکم او

نه دل باشم نه جان باشم نه سر باشم نه تن باشم

چه جای سرکشی باشد ز حکم او که در رویش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴

 

مگو افسانه مجنون، چو من در انجمن باشم

ازو، باری، چرا گوید کسی؟ جایی که من باشم

کسی افسانه درد مرا جز من نمی داند

از آن دایم من دیوانه با خود در سخن باشم

رو، ای زاهد، که من کاری ندارم غیر می خوردن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۶۰

 

اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم

همان از شرم دوراندیش در بیت الحزن باشم

همان از خار خار شوق بر خاشاک می غلطم

اگر چون بوی گل با باد در یک پیرهن باشم

ندارد از پریشانی سخن غیر از تهیدستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۳

 

نیاساید کس از افغان من جایی که من باشم

همان بهتر که هم خود همنشین خویشتن باشم

دهم تسکین خود هر شب که فردا بینمش در ره

ولی آن سنگدل ناید بدان راهی که من باشم

مرا بربود ذوق گفت و گوی آن پری زانسان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی