گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸

 

حسابی نیست با وحشت جنون‌کامل ما را

مگرلیلی به دوش جلوه بندد محمل ما را

محبت بسکه بوداز جلوه مشتاقان این محفل

به‌تعمیرنگه چون شمع برد آب وگل ما را

ندارد گردن تسلیم بیش از سایهٔ مویی

عبث بر ما تنک‌کردند تیغ قاتل ما را

غبار احتیاج امواج دریا خشک می‌سازد

عیارکم مگیرید آبروی سایل ما را

صفای دل به حیرت بست نقش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی