گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۹

 

مرا هرچند رانی دیگر آیم

اگر از پا در آیم از سر آیم

گرم از در برانی آیم از بام

ورم از بام رانی از در آیم

نیارم صبر کردن بی تو یکدم

که نتوانم بهجرانت بر آیم

فراقت سخت خونریز است و بیباک

وصالت را کجا من در خور آیم

نه با تو میتوان بودن نه بی تو

ندانم تا بعشقت چون بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی