گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴

 

دلی کز عشق او دیوانه گرددوجودش با عدم همخانه گردد
رخش شمع است و عقل ار عقل داردز عشق شمع او دیوانه گردد
کسی باید که از آتش نترسدبه گرد شمع چون پروانه گردد
به شکر آنکه زان آتش بسوزدهمه در عالم شکرانه گردد
کسی کو بر وجود خویش لرزدهمان بهتر که در کاشانه گردد
اگر بر جان خود لرزد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » چمنها زان جنون ویرانه گردد

 

چمنها زان جنون ویرانه گردد

که از هنگامه ها بیگانه گردد

ازن هوئی که افکندم درین شهر

جنون ماند ولی فرزانه گردد


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » چو تاب از خود بگیرد قطرهٔ آب

 

چو تاب از خود بگیرد قطرهٔ آب

میان صد گهر یک دانه گردد

به بزم همنوایان آنچنان زی

که گلشن بر تو خلوت خانه گردد


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری