گنجور

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان

 

اگر مطالعه خواهد کسی بهشت برین رابیا مطالعه کن گو به نوبهار زمین را
شگفت نیست گر از طین به درکند گل و نسرینهمانکه صورت آدم کند سلالهٔ طین را
حکیم بار خدایی که صورت گل خنداندرون غنچه ببندد چو در مشیمه جنین را
سزد که روی عبادت نهند بر در حکمشمصوری که تواند نگاشت نقش چنین را
نعیم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷

 

چو در گره فکنی آن کمند پر چین راچوتاب طره به هم بر زنی همه چین را
بانتظار خیال تو هر شبی تا روزگشوده‌ام در مقصورهٔ جهان‌بین را
کجا تو صید من خسته دل شوی هیهاتمگس چگونه تواند گرفت شاهین را
چو روی دوست بود گو بهار و لاله مرویچه حاجتست به گل بزم ویس و رامین را
غنیمتی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی