گنجور

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گوید

 

بدان خدای که در جست و جوی قدرت اومسافران فلک را قدم بفرسودست
به دست احمد مرسل به کافران قریشهزار معجزهٔ رنگ رنگ بنمودست
ز ناودان قضا آب حکم بگشادستبه لاژورد بقا بام چرخ اندودست
کمال لم یزل و ذات لایزالی اویز هرچه نسبت نقصان بود برآسودست
مقدسی است که آسیب دامن امکانبساط بارگه کبریاش نبسودست
ز راه حکمت و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷

 

چو طلعت تو مرا منتهای مقصودستبیا که عمر من این پنجروز معدودست
مقیم کوی تو گشتم که آستان ایازبنزد اهل حقیقت مقام محمودست
دلم ز مهر رخت می‌کشد بزلف سیاهچرا که سایهٔ زلف تو ظل ممدودست
من از وصال تو عهدیست کارزو دارمکه کام دل بستانم چنانکه معهودست
ز بسکه دل بربودی چو روی بنمودیگمان مبر که دلی در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۷ - ایضاًله

 

امیر مقبل عالم که تا جهان بودست
بجز در آینده مانندۀ تو ننمودست
گشاد تیر تو بست دستها که بربستست
زبند رمح تو بس کارها که بگشودست
هزار بار ببازی سنان نیزۀ تو
هلال را زفلک همچو حلقه بر بودست
اگر چه قدر ترا من بر آسمان دیدم
چنین که می شنوم زان بسی بیفزودست
بساط حضرت عالی که بوسه جای منست
ز نقل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل