گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «بیاست»

 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱

 

لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است

که مدعا طلبیدن ز یار بی‌ادبی است

حکیم جام جم و آب خضر چون گوید

مراد جام زجاجی و بادهٔ عنبی است

نرنجم ار سخن تلخ گویدم که ز پی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هاتف اصفهانی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است

 

به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است

تلاش چشمهٔ حیوان دلیل کم طلبی است

حدیث دل به که گویم چه راه بر گیرم

که آه بی اثر است و نگاه بی ادبی است

غزل به زمزمه خوان پرده پست تر گردان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۱۰۲

 

مدار صحبت ما بر حدیث زیر لبی است

که اهل هوش عوام اند و گفتگو عربی است

قبول خاطر معشوق شرط دیدار است

به حکم شوق تماشا مکن که بی ادبی است

نکاح دختر رز بود دوش با عرفی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی شیرازی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۳

 

ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است

که دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی است

به احتیاط سخن در حضور خوبان کن

که خوی سنگدلان آبگینه حلبی است

نمی کنند نظر عارفان به حسن مجاز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷

 

سئوال طلعت از آن حضرت ارچه بی‏ادبی است

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است

نهفته حق رخ و باطل به عشوه جلوه‏کنان

بسوخت عقل ز حیرت که این چه بوالعجبی است

ز شوق نور حضورش بسوخت دل آری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی