گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «اکی»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱

 

کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی

بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی

بسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده خود

ایا منازل سلمی فاین سلماک

عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۵۹

 

چو بر طلول دیار حبیب بگذشتم

که کرده بود خرابش جهان ز بی باکی

مجاوران دیار خراب را دیدم

در آن خرابه خراب و شکسته و باکی

به خاک رهگذار حبیب می‌گفتم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۶ - قطعه

 

چو بر حدود یار حبیب بگذشتم

که کرده بود خرابش جهان زبیبا کی

مجاوران دیار خراب را دیدم

در آن خرابه خراب و شکسته و باکی

به خاک راهگذار حبیب می گفتم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۹

 

زهی شراب لبت مایه طربناکی!

نموده نرگس مستت هزار بی باکی

گذر بدامن پاکت نکرده باد صبا

کجا شکفت گلی در چمن بدین پاکی؟

بیک کرشمه، که کردی، هزار دل بردی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹

 

کتبت قصّة شوقی و مدمعی باکی

بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی‏

زمانه را نتوان دید بی امام زمان

فکیف حالک یا دهر! ایّ مولاکی‏

ز خاکپای تو داد آبروی لاله و گل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲

 

هذ اغزال هلال السمآء مضناکی

غد الغزالة فی العشق من حیاراکی

ز شوق روی تو گردید گل گریبان چاک

شقیق احمر ذوالکی بعض قتلاکی

ز آهوان نه همین صید اهل دل کردی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری