گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴

 

همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاهاگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالعبود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بارکی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷۲

 

شبی ستاره دولت به بام ما افتد
که از لب تو شرابی به جام ما افتد
چنین که شرم گرفته است در میان او را
کجا رهش به غلط بر مقام ما افتد؟
سیاهرویی ما نیست قابل اصلاح
ز مه گره به سر زلف شام ما افتد
لبی که رنگ نمی گیرد از فروغ سهیل
کجا به فکر جواب سلام ما افتد؟
سیاه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶

 

همای اوج سعادت به دام ما افتد
امام را گذر ار بر مقام ما افتد
حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه
میئی ز معرفتش گر به جام ما افتد
ز سلسبیل معارف که نوشد او یا رب
که قطره‏ای ز زلالش به کام ما افتد
به بارگاه رفیعش که مهر و مه نرسد
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
کند ز مغرب غیب آفتاب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی