گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۸۴

 

به کوی لاله رخان هر که عشقباز آیدامید نیست که دیگر به عقل بازآید
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دیدقضا همی‌بردش تا به چنگ باز آید
ندانم ابروی شوخت چگونه محرابیستکه گر ببیند زندیق در نماز آید
بزرگوار مقامی و نیکبخت کسیکه هر دم از در او چون تویی فراز آید
ترش نباشم اگر صد جواب تلخ دهیکه از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰

 

به خشم رفتهٔ ما گر به صلح باز آیدسعادت ابدی از درم فراز آید
حکایت شب هجر و حدیث طره دوستاگر سواد کنم قصه‌ئی دراز آید
چو یاد قامت دلجوی او کند شمشادرود بطرف لب جوی و در نماز آید
برآید از دل مشتاق کعبه نالهٔ زاراگر بگوش وی آوازه حجاز آید
کجا بملک جهان سردر آورد محموداگر چنانک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۷۲ - در مدح اتسز

 

تویی ، شها ، که بتو چرخ را نیاز آید
ببارگاه تو اقبال در نماز آید
زطبع دشمن جاهت سموم غم خیزد
ز رشح خدمت صدرت نسیم ناز آید
ز عون تیغ تو ملت بانتظام رسد
ز حسن سعی تو دول در اهتزاز آید
مجاز گشت در ایام کار دشمن تو
وگر طلب کندش عکس هم مجاز آید
مگر که سالب کلی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۱

 

زهی مراد اگر از دست رفته بازآید
به دست وانۀ امّیدِ من چو بازآید
ستیزِ عیب کنان را وفایِ عهد کند
خلافِ مدّعیان را به صلح بازآید
مرا ز من بستاند زبس که بنوازد
خیالِ او چو به بالینِ من فراز آید
عذابِ روزِ قیامت همین بود که دلم
هزار بار به جان از شبِ دراز آید
اگر به بت کده ای در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری