گنجور

محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۵۴

 

کی گشت زنده بدوهرکه گشت مرده بدو

ازو حیات نیابی کی از جزو نَبُری

مقام صفوت خواهی و پایت آلوده

خسیس همت ترسم کی اندرو نخوری

محمد بن منور
 

محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۶۲

 

کمال دوستی از دوستان بی طمعیست

چه قیمت آرد آن خیر کش بها باشد

عطا دهنده ترا بهتر از عطا به یقین

عطا چه باید چون عین کیمیا باشد

محمد بن منور
 

محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » ابیات » بخش ۳

 

نه همرهی تو مرا راه خویش گیرو برو

ترا سلامت باد و مرا نگونساری

محمد بن منور
 

محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » ابیات » بخش ۴

 

گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا

به بوسه نقش کنم برگ یاسمین ترا

هر آن زمین که تو یکره برو قدم بنهی

هزار سجده برم خاک آن زمین ترا

هزار بوسه دهم بر سخاء نامۀ تو

[...]

محمد بن منور
 

محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » ابیات » بخش ۵

 

خوش آید او را چون من بناخوشی باشم

مرا که خُوشیِ او بود ناخوشی شاید

مرا چو گریان بیند بخندد از شادی

مرا چو کاسته بیند کرشمه بفزاید

محمد بن منور
 

محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » ابیات » بخش ۶

 

یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند

دگر که عاشق گویند عاشقان را عام

دریغم آید چون مر ترا نکو خوانند

دریغم آید چون بر رهیت عاشق نام

محمد بن منور
 

محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » ابیات » بخش ۶

 

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن خام

محمد بن منور