گنجور

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۲۸

 

تکلف میان دو آزاده مردبود ناپسندیده و سخت خام
بیا تا تکلف به یک سو نهیمنه از تو رکوع و نه از من قیام
به سنت کنیم اقتدا زین سپسسلام علیکم علیک‌السلام


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۱

 

امر علی بالیات الخیام
وابکی علیها بکاء الغمام
کهن خیمه هایی کزین پیش داشت
در آن سلمی وآل سلمی مقام
دریغا که از دور گردون فتاد
چنان سلک جمعیتی ز انتظام
نه پیداست زان خیمه ها جز نشان
نه باقیست از خیمگی غیر نام
ستونهای آن خیمه ها زیر خاک
ز هم ریخته چون رمیم عظام
ز آمد شد باد اطنابشان
گسسته ز هم چون عهود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۲

 

که گوید سلام من مستهام
به جانان که کرده ست در جان مقام
در او بس که گم کرده ام خویش را
نمی دانم او کیست یا من کدام
همه اوست من در میان کیستم
نمانده ست با من ز من غیر نام
اگر من به حرمت سلامش کنم
فمنه علیه یکون السلام
وگر او به رحمت خطابم کند
فمنه الیه یعود الکلام
بتان جان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح شاه دوندی

 

بیا چون مقام طرب شد تمام
نوایی بساز از پی این مقام
نوایی که در وی سخن هست و نیست
نوای نی و چنگ مالا کلام
درون دل از جام می بر فروز
که تابد درو روشنایی زجام
نوای طرب در مقامی سرای
کزو جان غمگین بود شاد کام
مقامی که از خاک بوسش کنند
ملوک و ملایک معطر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۵۳

 

هوالعید یسقی بکاس المدام
هنیئالمن فاق کل الانام
شهنشاه اعظم قزل ارسلان
که از عدل او یافت گیتی نظام
جهان داوری کاب شمشیر او
بشوید رخ شب ز گرد ظلام
بداندیش را از تف قهر او
به جای عرق خون چکد از مسام
به بخشش همی فرق نتوان نهاد
میان کف او و فیض غمام
زرفعت همی باز نتوان شناخت
که قدرش کدام است و گردون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی