گنجور

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۴

 

به رستم چنین گفت کاندر گذشت

ز من جنگ و پیکار سوی تو گشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸

 

تو زین بیگناهی که این کوژپشت

مرابرکشید و به زودی بکشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸

 

چو خورشید تابان ز گنبد بگشت

تهمتن نیامد به لشکر ز دشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸

 

که اکنون که روز من اندر گذشت

همه کار ترکان دگرگونه گشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱

 

ازان پس که بنمود پنچاه و هشت

بسر بر فراوان شگفتی گذشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴

 

بدین داستان نیز شب برگذشت

سپهر از بر کوه تیره بگشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴

 

یکی چاره جست اندر آن کار زشت

ز کینه درختی بنوی بکشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴

 

دو کودک بدیدند مرده به طشت

از ایوان به کیوان فغان برگذشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴

 

ز هر در سخن چون بدین گونه گشت

بر آتش یکی را بباید گذشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵

 

همانا که ایزد نکردش سرشت

مگر خود سپهرش دگرگونه کشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵

 

به شادی یکی نامه پاسخ نوشت

چو تازه بهاری در اردیبهشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۶

 

نخواهم زمانه جز آن کاو نوشت

چنان زیست باید که یزدان سرشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۸

 

نبینی که کاووس دیرینه گشت

چو دیرینه گشت او بباید گذشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹

 

چو خورشید تابنده بنمود پشت

هوا شد سیاه و زمین شد درشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹

 

جهاندار بر چرخ چونین نوشت

به فرمان او بردهد هرچ کشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹

 

بیاراست شهری بسان بهشت

به هامون گل و سنبل و لاله کشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹

 

به گلشهر گفت آنک خرم بهشت

ندید و نداند که رضوان چه کشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰

 

سیاوش ز ایوان به میدان گذشت

به بازی همی گرد میدان بگشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰

 

سیاوش بدو گفت کز تو گذشت

نبرد دلیران مرا خوار گشت

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰

 

برادر بد از کالبد هم ز پشت

چنان پرخرد بیگنه را بکشت

فردوسی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۲۲