گنجور

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۴۳ - خواندن نصیحت نامه نوش زاد بن جمشید

 

بیالوده بر من همین مشک ناب

شده صید مرگ و رسیده به خواب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۴۳ - خواندن نصیحت نامه نوش زاد بن جمشید

 

بفرمود تا گوهر و زر ناب

صراحی که بد پر چه در خوشاب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۴۳ - خواندن نصیحت نامه نوش زاد بن جمشید

 

به می برنشستند چنگ و رباب

گران شد سر می خوران از شراب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۵ - نامه نوشتن فرامرز به طورگ

 

دژی بود بر رفته از قعر آب

به بالا کشیده سر اندر سحاب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۵ - نامه نوشتن فرامرز به طورگ

 

دژ و لشکر و مرز و دریای آب

به گیتی کس این را نباید به خواب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۶ - لشکر کشیدن طورگ به جنگ فرامرز

 

چنان شد ز گرد سپه روی آب

که در وی تکاور دویدی به تاب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۷ - شبیخون زدن طورگ بر فرامرز و شکست خوردن طورگ

 

بجستند گردان ایران ز خواب

همه دل پر از کین و سر پرشتاب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۸ - نامه نوشتن طورگ به افراسیاب

 

طورگ آن زمان نامه از درد و تاب

نبشت او به نزدیک افراسیاب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۸ - نامه نوشتن طورگ به افراسیاب

 

به هنگام مستی و آرام و خواب

شب تیره لشکر کشیدم به تاب

سرایندهٔ فرامرزنامه
 
 
۱
۲
۳
۴
۶
sunny dark_mode