گنجور

عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۱ - در تعریض

 

آنکه گردون فراشت و انجم کردعقل و روح آفرید و مردم کرد
رشتهٔ کاینات در هم بستپس سر رشته در میان گم کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸

 

غنچه در گلستان تبسم کرد
بلبل از ذوق آن ترنم کرد
ساقی مست می به رندان داد
عاقل از عشق عقل را گم کرد
چشم ما شد منور از رویش
نظری خوش به چشم مردم کرد
خاطرم می کشد به میخانه
این چنین عزم دل مصمم کرد
خوش خیالی به خواب می دیدم
دوش تا روز دل تنعم کرد
عقل بالانشین مجلس بود
عشق آمد بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی