گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۰

 

ای لبت حقهٔ گهر بستهدهنت شور در شکر بسته
طوطیان خط تو پیش شکربال بگشاده و کمر بسته
خطت از پستهٔ تو بر رستهٔ استهست بر رستهٔ تو بر بسته
زان خط سبز بر رخ زردمخون دل جمله چون جگر بسته
عاشق از جان به صد هزاران دلدر تو هر دم دلی دگر بسته
هر که از تو کشیده مویی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۲

 

ای ز کویت ره گذر بسته

غیرتت بر نظاره در بسته

دسته دسته ز گلشن آمده گل

پیش رخسار تو کمر بسته

نشود خسته تا به تیر نظر

بر جمالت حیا سپر بسته

بر جبینت ز شرم نظاره

قطره قطره گهر عرق بسته

همه شب آسمان بچندین چشم

بر سراپای تو نظر بسته

میگشاید دلت ز نالهٔ ما

بر دعا زان در اثر بسته

جذبهٔ عشق در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی