گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰

 

مستی و بی خبری رتبه عام است اینجا
ابجد تازه سوادان خط جام است اینجا
از سفر کردن ظاهر، نشود کار تمام
هر که در خویش سفر کرد تمام است اینجا
نشود جمع، زبان آوری و سوختگی
سخن از شمع مگویید که خام است اینجا
سخن عشق چو آید به میان خامش باش
لب گشودن به تکلم لب بام است اینجا
عارفان تلخ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » جهان عمل

 

هست این میکده و دعوت عام است اینجا

قسمت باده به اندازهٔ جام است اینجا

حرف آن راز که بیگانهٔ صوت است هنوز

از لب جام چکید است و کلام است اینجا

نشه از حال بگیرند و گذشتند ز قال

نکتهٔ فلسفه درد ته جام است اینجا

ما درین ره نفس دهر برانداخته ایم

آفتاب سحر او لب بام است اینجا

ای که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۲

 

کوی عشق است و همه دانه و دام است این جا
جلوه ی مردم آزاده حرام است این جا
هر که بگذشت در این کوی به بند افتادست
طایر بی قفس و دام کدام است این جا
آن که هر گام بلغزید در این کوی برفت
صنعت راه روان لغزش گام است این جا
عشرت بزم تو زآن ست که محنت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

این چه مجلس چه بهشت این چه مقام است اینجا
عمر باقی رخ ساقی لب جام است اینجا
دولتی کز همه بگذشت ازین درنگذشت
شادئی کز همه بگریخت غلام است اینجا
چون در آبی به طربخانه ما با غم دل
همه گویند مخور غم که حرام است اینجا
ما به فلکیم از بر ما گر بروی
برو آهسته که جام و لب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی