گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «رمیاید»

 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲

 

دم آخر، که مرا عمر بسر می آید

گر تو آیی بسرم، عمر دگر می آید

گر نگریم جگر از درد تو خون می بندد

ور بگریم ز درون خون جگر می آید

منم آن کوه غم و درد، که سیلاب سرشک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

ملک‌الشعرای بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۳

 

آن چه شعله است کزان راهگذار می‌آید

یا چه برقیست که دایم به‌نظر می‌آید

ظلماتیست جهانگیرکه چون سیل روان

مژده آب حیاتش ز اثر می‌آید

زادهٔ فکر من است این که پس از چندین قرن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۲۳

 

به کف شعله اگر نقد شرر می آید

دل رم کرده ما هم ز سفر می آید

دست پیچیدن و دل بردن و پنهان گشتن

هرچه می گویی ازان موی کمر می آید

چرخ را آه شرربار من از جا برداشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۴۴ - مصیبت اربعین

 

اربعین آمد و اشکم ز بصر می‌آید

گوئیا زینب محزون ز سفر می‌آید

باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست

کز اسیران ره شام خبر می‌آید

جرس از سوز جگر نالدو گوید به ملا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی