گنجور

نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰

 

شمع رویت صفت نور تجلی دارد

بوی جان پرور زلفت دم عیسی دارد

بر در مکتب عشقت چو خرد روح امین

در کنار آمد و لوح الف و بی دارد

بر سر کوی تو آن دل که مقیم است چو خاک

[...]

عمادالدین نسیمی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۸۲

 

مست ساقی خبر از حام و سبوئی دارد

تو مپندار که او مستی ازین می دارد

هیچ با هوش نیاید نفسی از مستی

آنکه از ساقی جان جام پیاپی دارد

دل برقص است از آن نغمه که گردون در چرخ

[...]

شمس مغربی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۶

 

عاشق از جور بتان گرچه ملالی دارد

گو جمیل است جفا زآنکه جمالی دارد

تو زخورشید مجاور بنمائی دو هلال

آسمان گرچه بهر ماه هلالی دارد

دید بر ماه رخت دل خط و زو آه بگفت

[...]

آشفتهٔ شیرازی