گنجور

اشعار مشابه

 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳

 

دل بامید کرم دادم و دیدم ستمت

چه ستمها که ندیدم بامید کرمت؟

دارم آن سر: که بخاک قدمت سر بنهم

غیر ازینم هوسی نیست، بخاک قدمت

تویی آن پادشه مملکت حسن، که نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۳۸ - خطاب به شاه

 

هرکسی را به بر شاه جهان واسطه‌ایست

بنده را واسطه‌ای نیست بغیر از کرمت

گر ز احسان تو یک عائله معمور شوند

به که یک عائله معدوم شوند از ستمت


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۸

 

بکشم گر همه کوه است وز آهن ستمت

بر ندارم به جفا چشم امید از کرمت

تا بمیرم زغمت روی نتابم هرگز

وین تفاخر نه بس آخر که بمیرم ز غمت

در وفای تو نشینم که توانم بر خواست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۵۳ - زبان حال امام برسر نعش برادر

 

ای علمدار به خون غوطه‌ورم کو علمت

به سر خاک به نمود مکان از ستمت

نظری سوی برادر بنما باز که باز

جانی آید به بدن از نگه دم به دمت

فرش سم فرس خصم شده پیکر تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸

 

پیش ازان دم که دهم جان من بیدل ز غمت

قدمی نه که شوم خاک به زیر قدمت

رحمتی کن که من تشنه جگر می میرم

چشم بر رشحه آبی ز سحاب کرمت

خوش بران رخش که در جلوه گه حشمت و ناز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی