گنجور

عرفی » قصیده‌ها » شمارهٔ ۳۰ - حسب حالی از خویشتن

 

رفتم ای غم زپی عمر شتابان رفتم

بشتاب ار طلبت هست زمن هان رفتم

مشتاب ای غم دنیا که بگردم نرسی

بکن از دور وداعم که شتابان رفتم

ایها الناس بگوئید مبارک بادم

[...]

عرفی
 

عرفی » قصیده‌ها » شمارهٔ ۳۱ - تجدید مطلع

 

از در دوست چگویم بچه عنوان رفتم

همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم

بس بدیوار زدم سر،که در این کوچه تنگ

آمدم مست و سراسیمه و حیران رفتم

رفتم از کوی تو لب تشنه بگلگون سرشک

[...]

عرفی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۸

 

هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم

کافر از کعبه و از دیر مسلمان رفتم

عادت عکس نقیض فلکم مغلطه زد

که پی درد به دریوزة درمان رفتم

خنده بر سستی امید خودم می‌آید

[...]

فیاض لاهیجی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۷

 

دوش ‌گستاخ به نظارهٔ جانان رفتم

جلوه چندان به عرق زد که به توفان رفتم

سیر این انجمنم آمد و رفت سحراست

یک نفس نامده صد زخم نمایان رفتم

فیض عریان تنی‌ام خلعت صحرا بخشید

[...]

بیدل دهلوی
 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۲۶ - در مدح حضرت امیر مومنان و یاد وطن و رنج عربت

 

مژده یاران که ازین منزل ویران رفتم

رستم از جسم گران، از پی جانان رفتم

ای هزاران هوادار نفیری بزنید

جستم از قید قفس، سوی گلستان رفتم

شبنم آسا چه غم از دامن آلوده مرا

[...]

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - تجدیدِ مَطلَع

 

آمدی چون تو من بی سر و سامان رفتم

هستیم گرد رهی بود، به جولان رفتم

وضع آشفتگی ام بی تو چنان زیبا بود

که دل آشوب تر از زلفِ پریشان رفتم

هم بت قلب شمارند مرا برهمنان

[...]

حزین لاهیجی