گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶

 

حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
خوش نمی آید بجز روی توام روی دگر
تازه گلهای چمن خوشرنگ و خوشبویند، لیک
گل رخ ما رنگ دیگر دارد و بوی دگر
زینت آن روی نیکو خال بس، خط، گو: مباش
حسن او را در نمی باید سر موی دگر
کشتن آمد خوی آن بی رحم وز آنم باک نیست
باک از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی