گنجور

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۷ - مسجد سلیمان

 

حق‌پرستان سلف‌، کاری نمایان کرده‌اند
معبدی بر کوهسار از سنگ بنیان کرده‌اند
بیست پله برنهاده پیش ایوانی ز سنگ
زیرش انباری برای آب باران کرده‌اند
پله‌ای دیگر نهادستند از سوی دگر
از پی آمد شد خاصان مگر آن کرده‌اند
اندر آن‌بی‌آب وادی جای کشت و زیست نیست
زین سبب پیداست کان را بهر یزدان کرده‌اند
هشت‌نه‌فرسنگ‌دور از شوشتر بر سوی‌شرق
آن بنای هایل سنگین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸

 

ماهرویان زلف مشکین را پریشان کرده اند
عاشقان دنیی و دین در کار ایشان کرده اند
نور صبح از پرده شب آشکارا می شود
گرچه عارض را به زیر زلف پنهان کرده اند
شاهدان در شهر عرض صورت خود داده اند
زاهدان میلی به راه بت پرستان کرده اند
بیدلان غوغا به کوی دوستان آورده اند
بلبلان مست آهنگی گلستان کرده اند
عقل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی