گنجور

سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل ۵۳

 

عشقبازی چیست سر در پای جانان باختنبا سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن
آتشم در جان گرفت از عود خلوت سوختنتوبه کارم توبه کار از عشق پنهان باختن
اسب در میدان رسوایی جهانم مردواربیش ازین در خانه نتوان گوی و چوگان باختن
پاکبازان طریقت را صفت دانی که چیستبر بساط نرد درد اول ندب جان باختن
زاهدی بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۹۲

 

چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟
سهل باشد پیش آب زندگی جان باختن
قطره را گوهر، گهر را بحر عمان کردن است
سر چو شبنم در ره خورشید تابان باختن
در شبستانی که اشک شمع آب زندگی است
نیست بر پروانه مشکل خرده جان باختن
پیش تیغی کز رنگ جان است زلف جوهرش
چیست این استادگی در خرده جان باختن؟
خودنمایی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۹۳

 

فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
ز اضطراب شمع من گل می کند جان باختن
اختراع تیزدستی های سودای من است
سینه را در عاشقی پیش از گریبان باختن
می کند زنجیریان حلقه زلف ترا
شانه با چندین زبان تلقین ایمان باختن
گوی خورشید از گریبان فلک بیرون کند
زلف او گر سر فرو آرد به چوگان باختن
ننگ خواهش لذت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۶

 

نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختن
با چنان رخ غایبانه نیست آسان باختن
جان بسی در باخت عاشق تا به آن رخ عشق باخت
پاکباز آمد مقامر از فراوان باختن
تا بری از من به بازی جان و سر وآنگه روان
خواهم این شطرنج با تو تا به پایان باختن
چون به لب بازی کتی در عشوه جان بازم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۹

 

شیوه مردان نباشد عشق پنهان باختن
کمتر از پروانه نتوان بود در جان باختن
در مقامرخانه رندان با همت در آی
تا ببینی از گدایان ملک سلطان باختن
در خرابات محبت کار سرمستان بود
جاه و مال و نام و ننگ و کفر و ایمان باختن
چون حریف دوستی نام گرو بردن که چه
شرط جانبازان نباشد با گروگان باختن
گوی دلخوش می […]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی