از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن
وز تو کردن گوی سرشان را و چوگان باختن
جان فدای تیغ نازی باد کز روی نیاز
میتوان صد جانش در راه شهیدان باختن
کفر کو تا پیشش اندازم که بیشرمی بود
در ره زلف چنان این نقد ایمان باختن
گو نخست آور براق حسن را در زیر ران
آنکه بازلف تو دارد ذوق چوگان باختن
هر چه غیر دوست باشد سد راه دوستیست
باید اندر داو اول کفر و ایمان باختن
کو مرادی تا به دست آریم ورنه کافریست
در ره این آرزوها گنج حرمان باختن
عشقم استاد شهیدان خواند از آن کاین کشتگان
از من آموزند بی جان هر زمان جان باختن
یاد یوسف را فصیحی در دل ما بار نیست
در حریم کعبه نتوان نرد عصیان باختن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به استقبال از شهیدان و جانفشانی آنها میپردازد و اشاره میکند که چگونه از آنها فرمانبرداری و جانفشانی میشود. شاعر به زیبایی بیان میکند که جان انسان میتواند در راه شهیدان فدای تیغ نازک عشق شود. او بر این باور است که هرچه غیر از دوست باشد، مانع دوستی است و باید در مراحل مختلف زندگی، ایمان و کفر را در نظر گرفت. همچنین، عشق و دیانت را با هم ترکیب میکند و از شهیدان یاد میکند که چگونه آنان معلم جانباختن هستند. در نهایت، به این نکته تاکید میکند که در حریم مقدس، نمیتوان به گناه فکر کرد و باید در راه راست حرکت کنیم.
هوش مصنوعی: از جانب تو فرمانپذیری و جانفشانی کردن، و بازیگران را به فرمان تو گردن نهادن و در میدان باختن.
هوش مصنوعی: جان من فدای آن تیغ ظریف و زیبا باد که با محبت و نیاز میتوان برای عشق و آزادگی چندین جان را در راه شهیدان فدای کرد.
هوش مصنوعی: ایمان را در برابر زیبایی و جذبه زلف معشوق قرار نمیدهم، زیرا این کار نشانهای از بیشرمی و بیاعتباری است. در واقع، از دست دادن اعتقاد و ایمان به خاطر چنین جذابیتی ناپسند است.
هوش مصنوعی: بگو که ابتدا زیبایی را بیاور که زیر ران کسی قرار دارد که عشق و ذوقش مانند بازی چوگان است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که جز دوستی باشد، مانع از ایجاد دوستی است. باید در ابتدا به این درک برسیم که برای دوستی، ممکن است نیاز باشد که برخی از باورها و اعتقادات را کنار بگذاریم.
هوش مصنوعی: باید فردی را پیدا کنیم تا به خواستههایمان برسیم، وگرنه، در مسیر این آرزوها چیزی جز ناکامی نصیبمان نخواهد شد.
هوش مصنوعی: عشق من، استاد شهیدان نامیده شده است؛ زیرا شهیدانی که در این راه جان خود را فدای حق کردهاند، از من یاد میگیرند که چگونه بدون داشتن جان، در هر لحظه آماده جانباختن باشند.
هوش مصنوعی: یاد یوسف در دل ما سنگینی نمیکند، اما در جایگاه مقدس کعبه نمیتوان به گناه و نافرمانی پرداخت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن
با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن
آتشم در جان گرفت از عود خلوت سوختن
توبه کارم توبه کار از عشق پنهان باختن
اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار
[...]
شیوه مردان نباشد عشق پنهان باختن
کمتر از پروانه نتوان بود در جان باختن
در مقامرخانه رندان با همت در آی
تا ببینی از گدایان ملک سلطان باختن
در خرابات محبت کار سرمستان بود
[...]
کار عشاق است جان در عشق جانان باختن
عشق جانان در حقیقت نیست جز جان باختن
کر کنم جان در سر سودای وصلش باک نیست
زانکه در کوی سلامت عشق نتوان باختن
تا ز عاج و انبوسش گوی و چو کان کرده اند
[...]
نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختن
با چنان رخ غایبانه نیست آسان باختن
جان بسی در باخت عاشق تا به آن رخ عشق باخت
پاکباز آمد مقامر از فراوان باختن
تا بری از من به بازی جان و سر وآنگه روان
[...]
با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن
بعد ازین خواهم به ترسازاده ایمان باختن
بر امید یک نگاه مرحمت می بایدم
خویش را چون سرمه در چشم عزیزان باختن
تشنه چندین راه ظلمت کرده طی حیف است حیف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.