گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۱

 

گر حنا بر خاک پایت جبهه ساخواهد شدن

خون صدگلزار پا مال حنا خواهد شدن

ما اسیران را به سامان‌گاه اقبال فنا

تیغ قاتل سایهٔ بال هما خواهد شدن

از رعونت بگذر ای غافل‌که آخر شعله را

سرکشیها زیر دست نقش پا خواهد شدن

خودنمایی‌گر به این خجلت عرق سامان شود

عکس در آیینه غواص حیا خواهد شدن

نیست غم‌گر آب و رنگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۲

 

موج خونم هر قدر توفان نما خواهد شدن

حق شمشیر تو رنگین‌تر ادا خواهد شدن

عمرها شد در تمنای خرامت مرده‌ام

خاک من آیینهٔ آب بقا خواهد شدن

از تغافل چند بندی پرده بر روی بهار

چشم وا کن غنچهٔ بادام وا خواهد شدن

دردم مردن مرا بر زندگی افسوس نیست

حیف دامانت‌ که از دستم رها خواهد شدن

قدر مشتاقان بدان ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی