گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۶

 

ای سراسیمه مه از رخسار تو

سرو سر در پیش از رفتار تو

ذره‌ای است انجم زخورشید رخت

نقطه‌ای است افلاک از پرگار تو

گل که باشد پیش رخسارت از آنک

[...]

عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی معرفت » بیان وادی معرفت

 

گر نمی بینی جمال یار تو

خیز منشین، می‌طلب اسرار تو

عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمد

 

مست گفت ای حق تعالی یار تو

نیست شیخا دست‌گیری کار تو

عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۷۶ - در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکند

 

ای زلیخا را فکنده خوار تو

کرده از عشق جوانی زار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - فی التوحید باری عز اسمه

 

ای ز جسم و جان نهان دیدار تو

گم شده عقل و خرد در کار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش سوم » بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

 

وی عجب از هیبت این کار تو

میگریزی در پس دیوار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش چهارم » بخش ۱ - المقالة الرابعه

 

گفت ای جان تشنهٔ دیدار تو

نفس گو سر میزن اندر کار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش ششم » بخش ۱ - المقالة السادسه

 

هفت گلشن نقطهٔ پرگار تو

هشت جنت غرقهٔ انوار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش چهاردهم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

 

من ندارم طاقت دیدار تو

عاجزم از ضعف خود در کار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و پنجم » بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

 

چون برای نفس باشد کار تو

از سگی در نگذرد مقدار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش سی و هفتم » بخش ۸ - الحكایة ‌و التمثیل

 

کی عزیز مصر داند کار تو

بس بود چون من عزیزی یار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیل

 

ور کسی میبشنود اسرار تو

مینشیند از حسد در کار تو

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۲۴ - الحكایة و التمثیل

 

مست گفت ای حق تعالی یار تو

نیست شیخا دست گیری کار تو

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۶ - در علو مرتبه انسان

 

گر درین صورت بمانی زار تو

در میان خاک افتی خوار تو

عطار
 
 
۱
۲
۳