گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «ویدگر»

 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶

 

حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر

خوش نمی آید بجز روی توام روی دگر

تازه گلهای چمن خوشرنگ و خوشبویند، لیک

گل رخ ما رنگ دیگر دارد و بوی دگر

زینت آن روی نیکو خال بس، خط، گو: مباش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳۰

 

چند روزی می دهم دل رابه دلجوی دگر

می کنم محراب خود از طاق ابروی دگر

گر چه اوراق دل من قابل شیرازه نیست

می کنم شیرازه اش از تار گیسوی دگر

گر چه از ریحان جنت می چکد آب حیات

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷

 

میکشد روی دلم هر دم به مهروی دگر

چون کنم با یک دلی هر گوشه دلجوی دگر

عهد کردم با خدای خود که جز ابروی دوست

سجده گاه خود نسازم طاق ابروی دگر

شد مشام جان معطر از شمیم روی دوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابراهیم شاهدی دده