گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «نمیکند»

 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶۱

 

دیده ها را چهره گلرنگ گلشن می کند

روی آتشناک، شمع کشته روشن می کند

بی حجابی بر فروغ حسن باد صرصرست

شرم، خوبی را چراغ زیر دامن می کند

خانه چشم زلیخا شد سفید از انتظار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۹

 

شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن می‌کند

روزنش در خانه، کار چشم دشمن می‌کند

تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شد

آستین بر آتش من کار دامن می‌کند

کاش در میخانه هم خالی کند پیمانه‌ای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۷

 

وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن می کند

دیده را زآب روان و سبزه روشن می کند

خانه دل را که از دود زمستان تیره بود

در حریم بوستان از دیده روزن می کند

همچو نرگس می نهد برکف به عشرت جام می

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی