گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «انیکند»

 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۴

 

مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند

پنجهٔ بیکار بیعت با پشیمانی کند

چشم‌ من از درد بیخوابی‌ در این‌ وادی‌ گداخت

سایهٔ خاری نشد پیدا که مژگانی کند

از حیا هم شرم می‌دارم ز ننگ اشتهار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۲۸

 

زلف سر مستش چو در مجلس پریشانی کند

جان اگر جان نیندازد گرانجانی کند

عقلها را از پریشان زیستن نبود گریز

اند آن مجلس که زلف او پریشانی کند

تا پریشان نیست بر سوسن همی ساید عبیر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۸ - فی المدیحه

 

روی مرجانی ز چشمم دوست پنهانی کند

تا سرشک چشم من چون روی مرجانی کند

چون نبیند لعل ریحانی لبش با لعل خویش

ای بسا چون خویش بیند لعل ریحانی کند؟

چون کمان ابروش دارد قامت من چون کمان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی