گنجور

قطران تبریزی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۹

 

جان بدخواهان تاج خسروی رنجور باد

گنج شادی را همیشه جان او گنجور باد

در سرای دوشمنان او همیشه شیونست

از حدیث او جهان پر لؤلؤ منثور باد

دیده ها روشن شود از طلعت پر نور او

[...]

قطران تبریزی
 

سنایی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۴ - در مدح عمادالدین سیف‌الحق ابوالمفاخر محمدبن منصور

 

تا همی زاید ازل زو قسم سرت سور باد

تا همی پاید ابد زو قسم عمرت نور باد

سیرتت را چون بقای بارنامهٔ صورتست

سیرتت را زندگی چون بارنامهٔ صور باد

آب دستت در دماغ یافه‌گویان مشک گشت

[...]

سنایی
 

وطواط » ترجیعات » شمارهٔ ۶ - در مدح ابوالمظفر اتسز

 

خسروا ، گردون ترا از طبع و دل مأمور باد

آفت چشم بد از عرض کریمت دور باد

رایت منصور آنرا به که دین را نصرتست

نصرت دینی ، همیشه رایتت منصور باد

از سنان و نیزه و پیکان و تیر تو بحرب

[...]

وطواط
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در مدح افتخار دین علی

 

خاندان فخر دین دایم بتو معمور باد

طبع فخرالدین همه ساله بتو مسرور باد

مردل و چشم ترا از تو سرور و نور باد

مهر تو در دل چنان چون سر دل مستور باد

چشم بد از دوستدار دولت تو دور باد

[...]

سوزنی سمرقندی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در مدح ابوالفتح ناصرالدین طاهر

 

آفرین بر حضرت دستور و بر دستور باد

جاودان چشم بد از جاه و جلالش دور باد

ملک را از رایت اقبال و رای روشنش

تا که نور و سایه باشد سایه باد و نور باد

رایت و رایش که در نظم ممالک آیتی است

[...]

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - در وصف عمارت ممدوح

 

این همایون مقصد دنیا و دین معمور باد

جاودان چون هست معمور از حوادث دور باد

در حریم او خواص کعبه هست از ایمنی

در اساس استوار او ثابت طور باد

از سر جاروب فراشان او هر بامداد

[...]

انوری
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۴ - ترکیب بند در رثاء

 

یارب آن معصومه با خیرالنسا محشور باد

مسندش بی‌نور اگر شد مرقدش پرنور باد

نیست فرمان آتش آوردن به نزدیک بهشت

او ز پا تا سر بهشت است آتش از وی دور باد

در مزارستان عام از پرتو همسایگی

[...]

محتشم کاشانی
 

عرفی » قصیده‌ها » شمارهٔ ۱۳ - در مدح حکیم ابوالفتح

 

داورا! سال نوت محفل طراز سور باد

تهنیت گویان عامت قیصر و فغفور باد

تا ازل سال کهن برگشته بهر تهنیت

جملگی در ساحت سال نوت محصور باد

از در دروازه نوروز تا میدان عید

[...]

عرفی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در ستایش حسین خان خازن شجاع السلطنه گوید

 

تا ابد چشم بد ازگنجور دارا دور باد

بحر وکان خالی زگنج همت‌گنجور باد

آن حسین اسم حسن رسمی ‌که چشم روزگار

از می مینای مهرش جاودان مخمور باد

آنکه ‌چون معمار جودش قصد آبادی‌ کند

[...]

قاآنی
 

جیحون یزدی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۲ - وله

 

تا ابد بزم تو از تشریف شه پر نور باد

نیکخواه و خصمت آن مختار رو این مجبور باد

جیحون یزدی