گنجور

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ملمعات » شمارهٔ ۳۲

 

خسروا بر تخت شاهی همچو بر چرخ آفتابی

باده خور کز بخت فرخ هرچه می‌خواهی بیابی

چون ندارد کار عالم هیچ حاصل جز خرابی

ای درنگ عالم از تو، به که در عشرت شتابی

دیر زی ای شاه عالم! در نشاط کامیابی

[...]

مجیرالدین بیلقانی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ملمعات » شمارهٔ ۳۲

 

خسروا بر تخت شاهی همچو بر چرخ آفتابی

باده خور کز بخت فرخ هرچه می‌خواهی بیابی

مجیرالدین بیلقانی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ملمعات » شمارهٔ ۳۲

 

چون ندارد کار عالم هیچ حاصل جز خرابی

ای درنگ عالم از تو، به که در عشرت شتابی

مجیرالدین بیلقانی
 

مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ملمعات » شمارهٔ ۳۲

 

دیر زی ای شاه عالم! در نشاط کامیابی

تا چو خورشید از بزرگی بر همه عالم بتابی

مجیرالدین بیلقانی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۷۶۶

 

غیر اگر سویت ببیند، رونپوشی، رخ نتابی

گر من از دورت ببینم، شرمگینی، در نقابی

نوبهار باغ هستی چون به رخسارت ننازد؟

یک گلی چون مهر، اما نه چمن را آب و تابی

در مقام نرمخویی، چون شمیمی در گلستان

[...]

طغرای مشهدی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۹

 

آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی

ما همه لب‌تشنگان و مانده بر نقش سرابی

چون مدار کارها هیچ است باز از آن دهان گو

نقش این هستی نماند رخت بر اندر خرابی

آفتاب ار می‌پرستد هندویی من ابر گیسو

[...]

آشفتهٔ شیرازی
 

افسر کرمانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۴ - آیت عدل

 

زلفکا، وه، وه، تو آن مشکین رسن پرچین نقابی

کت جهانی دل گرفتار است در هر پیچ و تابی

گه حوالی جبینت جای و گه پیرامن رخ

هم سمندر وش در آتش، هم حباب آسا بر‌ آبی

گه مصلای رخت مأوا، و گه محراب ابرو

[...]

افسر کرمانی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲۸ - بیان واقعه دیر راهب

 

چون حریم خسرو بطحا ز بیداد زمانه

سوی شام از کربلا بهر اسیری شد روانه

جملگی چون طایر پر بسته بی‌آشیانه

در یکی منزل مکان کردند هنگام شبانه

بر در دیر نصاری به افغان و اضطرابی

[...]

صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۱۸ - و برای او همچنین

 

خواستی اندر وطن سازی محاسن را خضابی

در دلت پیدا شد از شور حسینی انقلابی

صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲۸ - بیان واقعه دیر راهب

 

بر در دیر نصاری به افغان و اضطرابی

دید شد بر پا به دور دیر شور و انقلابی

در پی هر نیزه با دست بسته در طنابی

ورنه هرگز بر سر نی کس ندیده آفتابی

برگشا از بهر من از سر این اسرار بابی

[...]

صامت بروجردی