رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶
ای از گل سرخ، رنگ بربوده و بو
رنگ از پی رخ ربوده، بو از پی مو
گلرنگ شود، چو روی شویی، همه جو
مشکین گردد، چو مو فشانی، همه کو
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳۳
بداندیش دشمن برو ویل جو
که تا چون ستاند ازو چیز او
رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف » پاره ۲۳
چون نهاد او پهند را نیکو
قید شد در پهند او آهو
فرالاوی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۵ - از مثنوی به بحر متقارب
به تن بر یکی ژندهای از پتو
شب و روز بودی به موی و به رو
شهید بلخی » قصاید، غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۱۲
تا کی دوم از گرد درِ تو
کاندر تو نمیبینم چربو
ایمن بزی اکنون که بشستم
دست از تو به اشنان و کنستو
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم
پَدید آمد این گُنبدِ تیز رَو
شگفتی نماینده یی نَو به نَو
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲ - جنگ هوشنگ نوهٔ کیومرث با دیوان به کینخواهی پدرش سیامک
تو را بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید
چو جمشید را بخت شد کندرو
به تنگ اندر آمد جهاندار نو
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
بیامد به درگاه سالار نو
بدیدندش آن جا و برخاست غو
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون
به کاخ اندر آمد دوان کندرو
در ایوان یکی تاجور دید نو
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون
چو شد رام گیتی دوان کندرو
برون آمد از پیش سالار نو
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون
چنین داد پاسخ بدو کندرو
که آری شنیدم تو پاسخ شنو
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴ - لشکرکشی سلم و تور به ایران
بدو گفت نزد منوچهر شو
بگویش که ای بیپدر شاه نو
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
پر از خشم و پر کینه سالار نو
نشست از بر چرمهٔ تیزرو
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
زتاج بزرگی گریزان مشو
فریدونت گاهی بیاراست نو
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲ - داستان زاده شدن زال نوزاد سپیدموی سام
پس از آفریننده بیزار شو
که در تنتْ هر روز رنگیست نو
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۴ - سفر سام و زال به کابل و عاشق شدن زال بر دختر مهراب
بر پهلوان اندرون رفت گو
به سان درختی پر از بار نو
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۰ - نامهٔ زال به پدرش و درخواست اجازه برای وصلت با رودابه
به دیگر تو پای اندر آور برو
برین سان همی تاز تا پیش گو
