گنجور

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۸ - در بیان آنکه ملک‌الموت آیینه صافی است که هر کس روی خود در او می‌بیند اگر دیو است دیوش می‌بیند و اگر فرشته است فرشته الی مالانهایه

 

ملک الموت چون بر او آید

تا که روحش ز جسم برباید

قهر بیند از او چو غافل بود

لطف بیند هر آنکه عاقل بود

ملک الموت چون فرشته بود

[...]

۲۷ بیت
سلطان ولد
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۴۲ - در بیان آنکه مولانا قدسنا اللّه بسره العزیز چون بولد عنایت داشت پیوسته بتعظیم اولیاء ترغیبش دادی

 

پس ولد را بخواند مولانا

گفت دریاب چون توئی دانا

سر نهاد و سؤال کرد از او

چیست مقصود از این ببنده بگو

گفت بنگر رخ صلاح الدین

[...]

۲۷ بیت
سلطان ولد
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۴۴ - در بیان آنکه عاشقان را مرگ عروسی است و وصال کلی زیرا مرگ ظهور آن عالم است و فنای این عالم و ایشان شب و روز در آن کاراند و پیشۀ ایشان این است و چون مرگ این معنی را بکمال میرساند پس مرگ را از جان خواهان باشند. صحابه رضی اللّه عنهم از این روی برهنه برابر شمشیر و تیر میرفتند و در این معنی میفرماید حق تعالی که فتمنوا الموت ان کنتم صادقین ودر تقریر آنکه چون اولیا را آن جهان باقی بیزوال ملک شد، پادشاه حقیقی ایشان باشند و پادشاهی این عالم پیش پادشاهی آن عالم لعب و خیال باشد. چنانکه کودکان در محله یکی پادشاه و یکی حاجب میشود آخر کودکان این لعب را از جدی دزدیده‌اند. همچنین زینتها و آئینهای این عالم را همه از آن عالم دزدیده‌اند، چنانکه میفرماید انما الدنیا لهوو لعب و زینة. پس احوال این پادشاهان پیش آن پادشاهان بازی و لعب باشد.

 

عاشقان از اجل نیندیشند

زانکه با مرگ از ازل خویش ‌ اند

مرگ چون رفتن است سوی خدا

شدن از صورت کثیف جدا

ز آسمان و زمین برون رفتن

[...]

۲۷ بیت
سلطان ولد