عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...
چون ز حد بگذشت درد پادشاه
بود پنهان آن وزیر آن جایگاه
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...
لیکشان زهره نبود از بیم شاه
تا برین قصه برآمد دیرگاه
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...
بازکردی پوست از من بی گناه
این وفاداری بود ای پادشاه
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...
سیم خام او میان خاک راه
کرد همچون نیل خام از چوب شاه
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...
تا کسی کو گشت اهل پادشاه
تا هم آخر او به کس نکند نگاه
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...
گفت امشب هست مست این پادشاه
وین پسر را نیست چندینی گناه
عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...
در پشیمانی فروشد پادشاه
دیده پر خون کرد و سر بر خاک راه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » فی وصف حاله
در کتاب من مکن ای مرد راه
از سر شعر و سر کبری نگاه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » پند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن او
تو فنا شو تا همه مرغان راه
ره دهندت در بقا در پیشگاه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » صوفی که از مردان حق سخن میگفت و خطاب پیری به او
گر مرا گویند ای گم کرده راه
هم به خود عذر گناه من بخواه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتهٔ پاکدینی که سیسال عمر بیخود میگذارد
آنک از بیرون کند در تن نگاه
کی بود هرگز درون سینه راه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد
هم توانی سوخت از آهش گناه
هم ز اشکش شست دیوان سیاه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم میربودند
چون روایی دارد آنجا اشک راه
بنده دارد این متاع آن جایگاه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم میربودند
مرغ روحانیش گفت ای پیرراه
دردمندی میگذشت این جایگاه
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمد
بوسعید مهنه با مردان راه
بود روزی در میان خانقاه
عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » بسم الله الرحمن الرحیم
گهی پیدا شوی از عشق چون ماه
گهی پنهان شوی در هفت خرگاه
عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » بسم الله الرحمن الرحیم
دوئی را نیست در نزدیک تو راه
حقیقت ذات پاکت قل هو الله
عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » بسم الله الرحمن الرحیم
تو امّید منی درگاه و بیگاه
کنون از کردَها استغفرالله
عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » بسم الله الرحمن الرحیم
مرا زین سگ امانی ده درین راه
ز دید خویشتن گردانش آگاه
عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » بسم الله الرحمن الرحیم
دل عطّار پر خون شد درین راه
که تا شد از وصال دوست آگاه
