گنجور

 
۱
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۸۱
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۱

 

بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد

چون بتوان کرد صبر، چون نتوان کرد؟

با خون دلم مهر تو آمیخت چنانک

بی خون دلش ز دل برون نتوان کرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۲

 

دل خوی فراقفای غم خوردن کرد

در بندگیت هر چه توان کردن کرد

تا داشت رگی در تن و خونی در رگ

خدمت چو صراحی برگ گردن کرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۳

 

یارم ز جفا هیچ رها کرد؟ نکرد

یک وعده که فرمود وفا کرد ؟ نکرد

هر تیر که چشم مستش انداخت بمن

گویی بخطا یکی خطا کرد؟ نکرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۴

 

امسال بهار رسم دیگر گون کرد

مستخر جیش باد صبا بین چون کرد

بر شاخ شکوفه را کشید اندر چوب

تا هر درمی که داشت زو بیرون کرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۵

 

تا این دل محنت زده آهنگ تو کرد

جان در سر کار رخ گل رنگ تو کرد

خود می داند که تنگ روزیست دلم

زان روی طمع در دهن تنگ تو کرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۶

 

با من سر زلفش ار پریشانی کرد

دوشم لب او ببوسه مهمانی کرد

لب بر لب من نهاد و در خواب شدم

گفتا تو شکر خواب چنین دانی کرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۷

 

آن غنچۀ گل که طبع خرّم آورد

در دیدهٔ نازنین از آن نم آورد

کامروز صباش بریکی دم آورد

برگی که بخون دل فراهم آورد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۸

 

خون دل من بتم بصد ناز خورد

مانند پیاله یی کز آغاز خورد

جانم چو پیاله بر لب آمد بامید

باشد که دمی لبش بمن باز خورد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۹

 

غمگین دل من غم همه عالم خورد

هر کجا که غمی دید همه در هم خورد

ناخورده غنی نماند شاید که کنون

شادیّ دلم خورم که چندین غم خورد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۰

 

گردون چو غم زشت و نکومی نخورد

این شکر و شکایت اندرو می نخورد

وین صبح که هر نفس دهان بگشاید

جز آب حیات ما فرو می نخورد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۱

 

دل را زرخ خوب تو می نگزیرد

چون زلف تو زان قرار می نپذیرد

از کژ طبعی که مردم دیدۀ تست

از چشم خوشت کناره یی می گیرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۲

 

چون دست افق گلوی پروین گیرد

عالم ز فروغ صبح آیین گیرد

از کوه چوپای مهر در سنگ آید

بر بخت بد اندیش تو نفرین گیرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۳

 

نه عقل ز کار من شماری گیرد

نه در دل من صبر قراری گیرد

اشکی که بخون جگرش پروردم

هر لحظه ز چشم من کناری گیرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۴

 

عاشق که بیاد روی دلبر میرد

هر دم زدنی برذق دیگر میرد

شمعی همه شب در آن هوس زنده کند

تا صبحدمی پیش رخ خور میرد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۵

 

هر لحظه فلک بهانه‌ای آغازد

تا از پی من درد دلی بر سازد

زین پس من و عیش خوش که از کیسۀ عمر

زین بیش به خرج غم نمی‌پردازد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۶

 

شاید که دلم بمن نمی پردازد

کز غصه بخویشتن نمی پردازد

دانی که چرا نیم گریزد ز غمت؟

کز غم بگریختن نمی پردازد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۷

 

شمعم که چو باد هوسم بر سر زد

بر تارک من افسر خاکستر زد

آب از چشمم دست بدامن درزد

و آتش ز دلم سر بگریبان برزد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۸

 

آن ماه و شی که طعنه اندر خور زد

وز تودۀ مشک بر سمن چنبر زد

در دارالضرب عشق ضراب غمش

از چهرۀ ممن دوش بنامش زر زد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۹

 

از دست بشد دلی که صد جان ارزد

وز تن گهری بشد .......ان ارزد

افسوس که در کار جهان ضایع شد

عمری که از آن دمی ......... ان ارزد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۰

 

بر سوز دل من دل آتش سوزد

آب از نم چشم من تری اندوزد

شب تیرگی از روز سیاهم توزد

غم ناخوشی از حالت من آموزد

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 
 
۱
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۸۱
 
تعداد کل نتایج: ۱۶۱۸