مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان
آن منافق با موافق در نماز
از پی استیزه آید نه نیاز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب
بود شاهی در جُهودان ظلمساز
دشمنِ عیسی و نصرانی گُداز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را
او بیان میکرد با ایشان به راز
سِرّ انگلیون و زنّار و نماز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را
میرهانی هر دمی ما را و باز
سوی دامی میرویم ای بینیاز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را
لیک بهر آنک روز آیند باز
بر نهد بر پایشان بندِ دراز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر
چون وزیر از رهزنی مایه مساز
خلق را تو بر میاور از نماز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود
چون به جُمعه میشد او وقت نماز
تا نیارد گرگ آنجا تُرکتاز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش
شاخِ آتش را بجنبانی بساز
در نظر آتش نماید بس دراز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد
مژده مژده ای گروه عیشساز
کان سگِ دوزخ به دوزخ رفت باز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه
گر گشاید دلْ سرِ انبان راز
جان به سوی عرش سازد ترکتاز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا
ز آتش دل و آب دیده نقل ساز
بوستان از ابر و خورشیدست باز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان
پیشهها و خلقها همچون جهاز
سوی خصم آیند روز رستخیز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر
گه تناقض گاه ناز و گه نیاز
گاه سودای حقیقت گه مجاز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان
بو دوای چشم باشد نورساز
شد ز بویی دیدهٔ یعقوب باز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان
معنی مردن ز طوطی بد نیاز
در نیاز و فقر خود را مرده ساز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد
پیش من بنشین و مهجوری مساز
تا به گوشَت گویم از اقبال راز؛
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن
فقر فخری از گزافست و مجاز؟
نه هزاران عز پنهانست و ناز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب
زن مصلا باز کرده از نیاز
رب سلم ورد کرده در نماز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن
هستیت در هستِ آن هستینواز
همچو مس در کیمیا اندر گداز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن
شیر بیدُم باش گو ای شیرساز
که دلم سستی گرفت از زخم گاز
