رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۱ - در ستایش مجیرالدین گوید
ای مجیرالدین ای عمر سخا عمرت باد
که تویی مرد سخا و دگران یکسر باد
خدمت از بنده بود بنده تو را میجویم
که مرا هر چه که بگشاد از آن بنده گشاد
میر داد و کرم امروز کف توست و جز او
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۲
به نام ایزد این نوبنا چنان آمد
که در طراوت با خلد همعنان آمد
بنا اساس نهادی بهشت گشت تمام
سرای چشم همی داشتی جنان آمد
سرای چه؟ که یکی مکرمتستایی شد
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۴
پانصد و پنجاه و نه چون گشت از هجرت تمام
نقد شد در دار دنیا خلق را دارالسلام
زاین معظم کعبه فضلی که اکنون برفراخت
آفتاب نسل برهان گوهر صلب حسام
زاین امان کز ظل این حضرت همی حاصل شود
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۵
ای خاک بارگاهت افزوده آب رویم
آن خاک را من اکنون در خاک میبجویم
از دست و پای سودا در جستوجوی صدرت
آن در حجاب رفعت از چشم جستوجویم
از پای درفتاده چون سایه چند تازم
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۶ - در ستایش شهاب الدین گوید
شهاب الدین ز کهتر یاد کردی
بنای مکرمتت آباد کردی
چو دودم زآتش غم برکشیدی
چو گرد اندوه من بر باد کردی
بدادی داد تشریفم وگر چند
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۷
زهی پیشه جود تو دستگیری
زهی شیوه عهد تو استواری
از آن پایه بگذشت لطف تو با من
که شری نماید بر آن دستکاری
اگر بنده شکر تو گوید وگر نه
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۸
ای روی سخن را ز ثنای تو فروغی
وای نقد هنر را ز مدیح تو عیاری
انعام کفت مایه هر تیرهمعاشی
لطف سخنت مرهم هر سینهفگاری
بگرفته سخا و هنر و فضل ز دشمن
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۹
بزرگ جهان گر بدانستمی
به جان خاک صدر تو بخریدمی
نپرسیدمت در چنان عارضه
وگر روی بودی بپرسیدمی
تو دانی که گر وصل ممکن بدی
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۱۰
ای بنا سختت عالمآرایی
بس طربزای و عشرتافزایی
از کمال تو هیچ باقی نیست
کآمدستی چنانکه میبایی
گشت بر استان تو ساکن
[...]
